به گزارش همشهری آنلاین، تحقیقات جنایی در این پرونده زمانی آغاز شد که مرگ مشکوک مرد میانسالی در یک خانه در شرق تهران به پلیس گزارش شد. ماموران پس از حضور در محل، با جسد مردی در پذیرایی خانه روبهرو شدند.
مرگ در خانه دوست
در نخستین بررسیها مرد صاحبخانه که سینا نام داشت، به ماموران گفت: مینا، همسر این مرد، از دوستان خانوادگی ماست. چند روز قبل همراه شوهرش به خانهام آمدند. امروز ناگهان حال مردمیانسال بد شد و باوجود تلاش من و مینا برای نجاتش، جان خود را از دست داد.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد. گزارش پزشکی قانونی نشان میداد مرد میانسال بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن جان باخته و آثار درگیری نیز روی بدنش وجود دارد.
دستگیری ۲ متهم و مرگ یکی از آنها
فرزندان مقتول نیز با حضور در دادسرا، از سینا و همسر پدرشان به اتهام قتل شکایت کردند. با این شکایت، ۲ متهم بازداشت شدند اما در تحقیقات هرکدام تلاش میکردند دیگری را مقصر نشان دهند و همین تناقضگوییها ظن ماموران را بیشتر کرد.
پس از تکمیل تحقیقات، برای سینا و مینا به اتهام مشارکت در قتل کیفرخواست صادر شد اما پیش از برگزاری دادگاه، سینا در زندان فوت کرد. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی به اتهام مینا به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی بابایی فرستاده شد.
ازدواج ناگهانی و پنهانی مقتول
در جلسه دادگاه، ۳ فرزند مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای متهم درخواست قصاص کردند.
یکی از پسران مقتول در تشریح ماجرا گفت: پدر ما بازنشسته و مردی بسیار منظم بود. مدتی قبل سکته کرده و بخشی از بدنش بیحس شده بود اما میتوانست کارهایش را انجام دهد. خواهرم بیشتر به خانه پدرم میرفت و در کارها کمکش میکرد. من و برادرم هم مرتب با او در تماس بودیم و بعضی روزها پدرمان را به خانه خودمان میبردیم.
او ادامه داد: چند روز خواهرم به خاطر کارش نتوانست به پدرم سر بزند. وقتی تماس گرفتیم، تلفن پدرم خاموش بود. نگران شدیم و به خانهاش رفتیم اما آنجا نبود. احتمال دادیم در خیابان برایش حادثهای رخ داده باشد. به کلانتریها و پزشکی قانونی مراجعه کردیم اما اثری از او پیدا نشد.
پسر مقتول گفت: حدود ۲ هفته بعد یکی از همسایهها تماس گرفت و خبر داد پدرم همراه زنی به خانه برگشته است. به آنجا رفتیم، اما مینا در را باز نکرد و مدعی شد با پدرمان ازدواج کرده است. حتی وسایل خواهرمان را از خانه بیرون ریخته بود و اجازه نمیداد پدرمان را ببینیم.
او ادامه داد: چند ماه هیچ ارتباطی با پدرمان نداشتیم تا اینکه پدرم از طریق یکی از همسایهها برای ما پیام فرستاد و گفت این زن خطرناک است و به خانهاش نرویم تا آسیبی به ما نرسد.
به گفته فرزندان مقتول، مدتی بعد مینا مدعی شد پدرشان سکته کرده و فوت شده است اما شکایت آنها باعث شد راز قتل فاش شود.
شوهرم به من پول نمیداد
پس از طرح شکایت اولیای دم، مینا در جایگاه حاضر شد و اتهام مشارکت در قتل را رد کرد.
زن جوان گفت: چند ماه قبل از مرگ شوهرم با او ازدواج کردم. بچههایش به او رسیدگی نمیکردند. فهمیدم نمیتواند ادرارش را کنترل کند و مدام خانه را کثیف میکرد. من از او مراقبت میکردم و در مرگش نقشی ندارم.
رئیس دادگاه از متهم پرسید: چطور با سینا آشنا شدی؟
مینا پاسخ داد: او خواستگار سابقم بود و مدتی در بوتیکش کار میکردم. شوهرم به من پول نمیداد و آخرین بار گفت برو خودت پول پیدا کن. از این حرف ناراحت شدم و با سینا درددل کردم. او در جریان مشکلات زندگی من بود. بعد از آخرین دعوا با شوهرم، سینا به خانهمان آمد و پیشنهاد داد به خانهاش در ورامین برویم. در مسیر چند بار با شوهرم درگیر شدم و او مرا کتک زد.
رئیس دادگاه در واکنش به این اظهارات گفت: اما مدارک نشان میدهد شما او را کتک زدهاید.
متهم این موضوع را رد کرد و گفت: من او را نزدم.
جزئیات روز حادثه از زبان متهم
رئیس دادگاه سپس از متهم خواست جزئیات روز حادثه را توضیح دهد.
مینا گفت: بنگاه برای تمدید قرارداد خانه تماس گرفت و قرار شد به آنجا برویم، اما شوهرم نیامد و من تنها به کرج رفتم. وقتی برگشتم، شوهرم را بدحال روی زمین دیدم. با اورژانس تماس گرفتم. امدادگران تلفنی برای احیا آموزش میدادند و سینا اقدامات لازم را انجام میداد اما فایدهای نداشت.
رئیس دادگاه پرسید: چرا تماس شما در اورژانس ثبت نشده است؟
متهم پاسخ داد: نمیدانم.
رئیس دادگاه دوباره پرسید: چطور به کرج رفتی؟
زن جوان گفت: با تاکسی اینترنتی.
اما رئیس دادگاه گفت: این موضوع هم ثبت نشده است.
متهم در ادامه توضیح داد: گوشی من ساده است و تلفنی درخواست خودرو کردم.
رئیس دادگاه با اشاره به تناقضهای موجود در پرونده گفت: اظهاراتت با واقعیت ماجرا همخوانی ندارد.
اما متهم بار دیگر تاکید کرد: حقیقت را گفتهام و در مرگ شوهرم نقشی ندارم.
این زن دروغ میگوید
در ادامه جلسه، فرزندان مقتول در واکنش به دفاعیات متهم گفتند: پدرمان، با وجود بیماری، میتوانست کارهای شخصیاش را انجام دهد و حرفهای مینا دروغ است. اگر ما پیگیر نمیشدیم، راز قتل پدرمان فاش نمیشد.
در پایان جلسه، مینا در آخرین دفاعیاتش بار دیگر قتل عمدی را انکار کرد اما قضات دادگاه، پس از شنیدن اظهارات طرفین، برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
نظر شما